عارفی که با خاک یکسان شد تا آسمان را بیابد ابوالحسن خرقانی، از برجستهترین عارفان سدهٔ چهارم و پنجم هجری، در روستای خرقان قزوین چشم به جهان گشود. حیاتش آمیزهای از معرفت و عمل بود؛ از نوجوانی نه به دنبال نام که در پی حقیقتی بیکران، گام در راه سلوک نهاد. هرچند شاگرد مستقیم بایزید بسطامی نبود، اما پرچمدار طریقت او شد. در خانقاهش نه تنها مریدان را پرورد، بلکه با کشت و کار، عرفان را در متن زندگی روزمره جاری کرد.
ابوالحسن خرقانی میگفت: «هر که خانهاش را از خود خالی کند، خانهٔ همه شود.» این کلام کوتاه، چکیدهٔ بینش او به مهرورزی و همدلی بود. او یقین داشت که راه خدا از دل خلق میگذرد و هر یاری به آدمی، عبادتی خالصانه است. زندگی بیتکلف و بخشندهاش، نمونهای ناب از قناعت و فداکاری شد؛ گویی در چشمانش، هر انسانی جلوهای از ذات الهی بود.
سخنان کوتاه و پرمغز خرقانی، از او چهرهای تاثیرگذار در عرفان ایرانی–اسلامی ساخت. جملهی مشهورش: "هر که در این سرا درآید، نانش دهید و از ایمانش مپرسید"، نماد بردباری و احترام به کرامت انسانی است. خرقانی بر این باور بود که راه رسیدن به خدا از خدمت به مردم میگذرد، نه از عزلت و انزوا. تأثیر او بر عرفای پس از خود — از جمله عطار و مولانا — انکارناپذیر است، تا جایی که مولانا در مثنوی از او با احترام یاد کرده است.