جلالالدین محمد بلخی (مولانا) یکی از بزرگترین شاعران، فلاسفه، عارفان و متفکران تاریخ اسلام و ادب فارسی است. او در ۳۰ سپتامبر ۱۲۰۷ میلادی 604 هجری قمری در بلخ (که در حال حاضر در افغانستان قرار دارد) به دنیا آمد و در ۱۷ دسامبر ۱۲۷۳ میلادی در قونیه (در ترکیه امروزی) درگذشت.
مولانا در ابتدا با نام محمد بن محمد بن حسین بلخی متولد شد. او در خانوادهای فرهنگی و مذهبی به دنیا آمد. پدر او، بزرگپدرش و بسیاری از اعضای خانوادهاش، از علمای برجسته زمان خود بودند. اما زمانی که مولانا بسیار جوان بود، به دلیل حمله مغولها به بلخ، خانوادهاش به همراه او به سمت عراق و بعدها به قونیه مهاجرت کردند
مولانا تحصیلات دینی و علمی زیادی داشت و استادان بزرگی چون صلاحالدین زارعی و شاهنجمالدین کبرا تأثیر زیادی بر رشد فکری او داشتند. اما آنچه مولانا را از دیگران متمایز میکرد، نه تنها دانش دینی و فلسفی او، بلکه تجربههای روحانی و عرفانیاش بود.
زندگی مولانا، یک جستوجوی بیپایان برای حقیقت و عشق بود. او این سفر را در قالب اشعار و متونی جاودان به یادگار گذاشت که امروز قلب میلیونها نفر را در سراسر جهان لمس میکند.
مهمترین شاهکارهای فارسی مولانا:
مثنوی معنوی: حماسهی عرفانی
اثری که از آن به عنوان «قرآن فارسی» یاد میکنند. مثنوی دریایی از حکمت، داستانهای پندآموز و معانی عمیق فلسفی است که راه رسیدن به حقیقت را نشان میدهد.
دیوان شمس: آتشفشان عشق
این اشعار، تجلیگاه عشق بیقیدوشرط مولانا به خدا و مرادش، شمس تبریزی است. دیوان شمس، پر از اشعار شورانگیز و آتشینی است که روح را به تکان میآورد.
فیهمافیه: گنجینهی حکمت
مجموعهای از گفتارهای نثر مولانا که مانند یک گفتوگوی صمیمی، عمیقترین مفاهیم عرفان و فلسفهی زندگی را برایتان روایت میکند
پیام مولانا: یک انقلاب عاشقانه
برای مولانا، عشق تنها زبان مشترک انسان و خدا بود. او مرزهای ساختگی را درنوردید و آموزههایش خطاب به تمام جویندگان حقیقت، فارغ از هر دین و ملیتی، است.
ستونهای اندیشه ناب او:
• رهایی از قفس:
آزادی واقعی، رها کردن وابستگیهای مادی برای اوج گرفتن به سوی حقیقت است.
• آغوش باز به روی جهان:
در مکتب او، مدارا حکم فرمان دارد و هیچکس به خاطر عقیدهاش تحقیر نمیشود.
• نبرد قهرمانانه درون:
بزرگترین قهرمانی، مبارزه با نفس و پشت سر گذاشتن خودخواهی است.
مولانا دینداری را در ژرفای عشق، حکمت و بیداری درون تعریف میکرد، نه در ظواهر خشک