پادشاه حسن

متن شعر
ای پادشاه حسن خدای را بسوختیم
آخر سوال کن که گدای را چه حاجت است

محتاج قصه نیست گرت قصد خون ماست
چون رَخت از آن توست، به یغما چه حاجت است



حافظ
راوی
این قافله عمررر...عجب میگذرد
چه برا تو، چه برا من، چه برا اون که خونش تو فلاحی و رخت های مارک میپوشه
بخش نظرات کاربران

نظر خود را ثبت کنید

0 / 1000 کاراکتر

نظرات کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!
بازگشت به لیست شعرها درخت واژه‌ها