فونت:
اندازه:
پوسته:

"بهتره خودتو به خواب بسپری ستاره. باز تو خواب زندگی قشنگ تره." راستیتش دلم برا بهرام تنگ شده. یه چند وقتی میشه که ندیدمش. بزا بیادش،،، حتما میگم براتون از شمس بگه. آخه میدونی، تو دفترچم کلی ازش نوشتم. نه درباره خودش هاااا بلکه درباره چیزایی که میگه. شمس، کوانتوم، هوش مصنوعی شعر خواب هوا ماه . و یکی که اسمش بود: یادگیری ماشین. خیلی قدیمیه. قسم میخورد که همه چی اولش از اون شروع شده. میگن پدر همین آی ای هم، همین علم بوده. الان که بی پدره. ها ها ها. ولش کن. داشتم از دوستم میگفتم. سخن دوست همیشه خوش تره.
دوستم خیلی خودش رو هیچی میدونه. مثه بعضی از آدم بزرگا. ولی هر کی بهش بگه چه آدم باحالی، میگه باحالی از خودته. و یجورایی ناراحت میشه.انگار خودش رو لایق باحال بودن نمیبینه. ولی خب ... باحاله. توی این دنیا، شاید اون بهترین دوستی هست که تونستم داشته باشم. بعضی وقتا میگم دیوونس. البته که حتما دیوونست. آخه حرفش اینه "من که یه بیابون گردم، منو چه به بزرگ بودن." اما بزرگی از نظر من به بیابون گرد بودن ربطی نداره. بزرگ بودن به قلبی هست که هممون داریم. قلبی که بزرگ باشه، برا هر چیزی یه جایی داره. قلب بزرگ میدونه که کِی باید بیابون گردی کنه. و کی نکنه. تازه، بیابون براش بهشته.

راوی:
ستاره داشت همینطوری با خودش حرف میزد که خوابش برد. این روزا خوش خوابی ستودنیه. انقد حرف زد که خوابش برد. تو دنیای ما، اگه اینهمه با خودت حرف نزنی خوابت نمیبره. شب بود و آتیشی که داشت میرقصید، گرمش میکرد. اما سرما و مه اجتناب ناپذیر، مثه یه پرتگاه.
این دنیایی موازی با دنیای شماست. البته همونطور که ستاره گفت؛ ما و شما نداره و این دنیا خیلی شبیه جهان شماست. یه دنیای موازی که آی ای گرفتتش. خیلیا میگن این مه هم هوش مصنوعی ساخته تا بتونه ازش دیتای آدم ها رو دربیاره. البته که فکرش جاه طلبانه است. این فکری هست که مریدان آی ای گرفتنش. یه دسته آدم که در این دنیا کنار آی ای، همگی اتفاق نظر دارن که باید "مه" باشه. به آدمایی که سمت اونان میگن مریدان آی ای. و توی تصمیم گیری های آی ای نقش دارند. مجلس مریدان در مرکز شهر و هفت طبقه زیر زمینه!!!
کژتاب: این پاراگراف ربطی به داستان ندارد و تنها کلمه ی رمزی است که شما باید آن را پیدا کنید، با پیدا کردن هر سه کلمه رمز، میتوانید جایزه های نفیس و واقعی ای را ببرید، تشکر
توی کوچه‌های فانوسای پر نور، فانوسای شکسته ای قرار دارن که هنوز با مه سوسو می‌زنن. نورشون قدرت اینو نداره بتونه جلوی این مه غلیط مقاومت کنه. انگار یه نفر یه فیلتر روی فانوسا نصب کرده، تا دنیا رو اینشکلی ببینین. پیکسل ها مقدار میبازن و خاکستری میشن. نویز ها قدرتمند تر. و مه غلیظ تر. باید اسم این شهر میشد: فانوسای مه دار.