فونت:
اندازه:
پوسته:

در این جهان که خیلی به دنیای زمین شبیهه، از روزی که پردازش کوانتومی با هوش مصنوعی ادغام شد، علم به سرعت پیشرفت کرد ومریدان آی ای به وجود اومدن. درسته با خوبی وارد میدان شدند ولی بعدش... نمیتوانی بهشون چیزی بگی. نمیشه اعتراضی بکنی. اعتراض به آی ای یعنی .... اینطوریه که آدما ترجیح میدن زندگیشون رو کنن و به اونا و یا آی ای کاری نداشته باشن. برای همین فانوسا دیگه نورشون رو از دست دادن. هیچی نور نداره. اونایی که قدرتشو دارن نمیخوان ذره ای هم به فکر دیگران باشن. اونا اصل بر هم نهی کوانتوم رو برا مقاصد خودشون استفاده کردن. در حالی که باید گفت؛ این اصل درون دل آدماست. نمونش مورد مادر و فرزند. مادر حتی اگه هزارن سال نوری هم از فرزندش دور باشه، بازم میفهمه که بچش در یه ناراحتی قرار گرفته. یا که جاش خوبه. منظور همون حسی هست که به دل مادر میوفته. اسمش هست: اصل در هم تنیدگی کوانتومی. اون ها فقط خودشون و قدرتشون براشون مهمه. نه حس مادر و فرزند. نه کودکای کار. نه پیشرفت کشور. فقط صندلیشون و جهتش. همین و بس.
همین شد که یه هوش مصنوعی بزرگ ساختن. کل دنیا رو زیر نظر دارن. سر هر کوچه خیابون یه دوربین هست. دوربین هایی به شکل عقاب یا پرندگان دیگه. باید بگم خیلی خوشگل طراحی شدن. ظرافت خاص با زیبایی اغواگر. آدم طراحیش رو دوست داره، ولی در حقیقت، این دوربینا نمیزارن کسی از دیدشون قایم شه. اگه کسی قایم شه از بلندگو ها صدا میاد که بی بو بی بو بی بو... نه شوخی کردم، بی بو نمیگه. ولی یه آلارم میزنه. آلارمی که با آهنگ های عجق وجق بهت هشدار میدن. وسطش هم یکی صدا میزنه آی ای..... فرصتش بیست و دو ثانیه اس. این فرصت، طی سالهای گذشته داره همینجوری کم و کمتر میشه و میگن قصد دارند در نهایت هفت ثانیه قرارش بدن. طرف باید خودش رو تو این مدت نشون بده. اگر نه؛ نیروهای ضد شورش میان. و طرف رو میبرن. آره؛ اونا که بیان طرف رو به جرم بی توجی به صدای هشدار و نبود مسئولیت میگیرن و میبرن. بدون اینکه توجهی کنن. شاید طرف نشنیده باشه که هوش مصنوعی بهش اخطار داده. تنبیهش میکنن. میخواست به آلارمی که زده شده حواسش میبود. میخواست به صدای کسی که میگه آی ای توجه میکرد. و اینطوریه که هر لحظه صدای اون آلارم، یادآور یه استرسه. هر وقت صدای آلارم میاد باید حواست باشه که نکنه منظور از آلارم تو بوده باشی و الکی تنبیه شی. تنبیهش؟ یه کار بیهوده. یه تکرار از کلماتی که آی ای میگه. شاید برای بعضی ها نیاز باشه هزاران بار اون عبارات رو بگن. که کلی زمان از روز و شبشون حروم میشه. شایدم طرف خوش شانس باشه و تنها صد بار کلماتش نیاز به تکرار داشته باشن. آدما با تکرار اون کلمات؛ پی میبرن که آی ای خوبه و نیازی بهش وجود داره. آدما مجبورن قبول کنن. ناخودآگاهشون قبول کنه. ولی در اصل با این کار، اونا سعی میکنن حس کنی از بقیه عقب افتادی. این حس بد رو بهت میدن. تو رو از کاری که میکنی نا امید میکنن و اونوقته که تو میفهمی، باید رها کرد. باید ربات بود. رباتی در دنیای "اونها".در واقع با حرف های پایانی آی ای میفهمی که" اکه هی... چقد عقب هستم" آخه آخرش آی ای برات موعظه میکنه و راهنمایی میشی. و تو متقاعد به این که آی ای یه راهنماست. قانع میشی که تو به کمک آی ای و این رباتی بودن نیاز داری. تا شاید هم ردیف بقیه شی. باید گفت آدمایی هستن که الکی این عبارات رو تکرار میکنن و توی دلشون چیزی تغییر نمیکنه. دهن کجی! اما در آن موقعیت هم، همه مجبورن. مجبور به انجام کاری بیهوده و به سمت رباتی شدن رفتن. بزا یه خاطره از "یکی از ما آدما" بگم: