بخش نوزدهم: ایزو
چرخش... مانند رقصی بدون عیب است. که دست ها به بالا میروند، میچرخند و پایین می آیند. هر حرکت مانند استواری کوه با شکوه است. اگر بصورت کلی ببینیم، برخی رقص ها تنها چند حرکت بالاوپایین و تکراری دارند، و چرخش است که در کلیات آن تکرار میشود. پس اکثر رقص ها را میتوان تکراری از حرکات دانست و رقاص باید بداند که حرکات را به خوبی تکرار کند. اما بیایم استثناءها را نیز در نظر داشته باشیم… برای دیدن این استثناها لطفاً کمی صبر کنید… زیرا میخواهیم درباره روزمره ما انسان ها صحبت کنیم.
بیدار شدن، غذا خوردن، کار کردن، خریدن، خوردن و خواب... شما نمیتوانید بگویید که این کارها را نکرده اید… زیرا به طور کلی این کارها چرخه زندگی را شکل میدهند.
همانطور که گفته شد، چرخه کلی برای همه آدم ها تقریباً یکی است. اما چه چیز باعث میشود که هر آدمی زندگی منحصر به فرد خود را داشته باشد؟ جزییات؟
باز هم صبر کنید تا به دنیای غذاها وارد شویم و دستور پخت (تهیه) الویه را با هم بررسی کنیم:
برای تهیه الویه نیاز به سیب زمینی و تخم مرغ آب پز و سس هستش.
بعد از آب پز شدن، این موارد را له میکنیم
بهشان سس میزنیم
و تمام
این دستور پخت مختص من است که خیلی سادس. نه کالباس داره، نه خیار شور داره، نه زحمتی داره، نه مزه داره… نه هیچی. فقط شکم رو سیر میکنه. خیلی ساده و بدون دردسر (آخه یه پسرم)
اما خب دستور تهیه الویه یک خانم متشخص، علاوه بر سیب زمینی و تخم مرغ آب پز، سینه مرغ نیز دارد، نخود فرنگی هم بودنش بهتره (نبود هم خیارشور ریز میکنه میریزه تو الویه)، کالباس یا سوسیس…. بعد از این، گوشت کوب رو برنمیداره تا مواد رو با بی اعصابی له کنه، اون مواد تهیه شده رو با یه رنده ریز و سپس له میکنه که الویه ی نهایی یک دست باشه…
خب دوستان عزیزم، لطفا پیش بند های آشپزی رو در بیاورید و بریم سراغ مطلبی که میخواهیم بررسی کنیم. در دنیای مواد غذایی، وقتی یک محصولی مثل رب یا نوشابه یا … تولید میشود، اینکه چه روندی را داشته و چه مراحلی را طی کرده تا به محصول نهایی برسد، میگویند، آن محصول چه ایزویی1 داشته.
ایزو نیز یک چرخش است. به معنای نظم، قاعده مندی و قابل تکرار بودن یک روند تا رسیدن به محصول نهایی.
پس بیایم یک استعاره جالب از این کلمه داشته باشیم و بگیم ایزو تنها برای محصولات نیست. هر دست پخت نیز یک ایزو خاص دارد. طوری که بنده تهیه الویه میبینم، ایزوی ساده ای دارد که گفته شد. که به الویه ای متشکل از سیب زمینی و تخم مرغ و غذایی بی مزه رسیدیم. یک خانم متشخص هم ایزو خودش را دارد. یعنی این که چه مراحلی را طی کند تا به الویه برسد، از رنده استفاده کند و یا کالباس، نخود فرنگی هم به غذایمان اضافه شود یا خیر، تا وقتی از آن الویه میخوریم، سیر نشویم و حسابی نوش جان کنیم تا بترکیم!! ها ها ها... پس ایشون یک ایزو خیلی خوب دارد.
برای بهتر بیان شدن استعاره ای که گفتیم، یعنی ایزو در دستپخت ها، نسخه ایزوی قرمه سبزی را در نظر بگیرید. قرمه سبزی مادرم، با قرمه سبزی خاله، زن عمو، زن دایی، آشپز مخصوص رستوران، بچه داداشم و … متفاوت است. زیرا هرکدام یک روند خاص برای تهیه ی این غذا دارند و باید توجه کنیم که ایزو همین روند است. قرمه سبزی پخته شده توسط هر کدام، مانند اثر انگشت او میماند و مزه خاص خودش را دارد. که این اثر انگشت یعنی ایزو او، در هر سری پر رنگ و پر رنگ تر میشود.
اگر قرار باشد از دنیای مواد غذایی بیرون بی آییم، استعاره ایزو را بزرگ تر میکنیم. هر فردی به نحوی روند کلی زندگی یعنی بیداری، کار، خرید، خوردن و خواب خود را دارد. که این چرخش مانند اثر انگشت او خاص است. همانند ایزوی استعاری ما برای دستپخت هر شخص. زندگی هر نفر نیز ایزو خاص خود را دارد. که ما را از کلیات به جزئیات میرساند.
اگر جزییات را در نظر بگیریم: هیچوقت تکرار را نمیبینیم... در جزییات؛ هر روز ما متفاوت از روز دیگر است. ما به آنچه انجام میدهیم توجه میکنیم. ممکن است فردی هرشب دفترچه خود را پر کند تا که بداند آن روز چه کرده، یا ممکن است فردی هر روز قهوه بخورد، یا اینکه دیگری بدون نیاز به نوشتن چیزی؛ زندگی خود را جلو ببرد. نمیتوان گفت کدام بهتر است.
برگردیم… به ابتدای متن… یعنی رقص. احتمال دارد کسی رقص را از همان ابتدا بلد باشد یعنی با دیدن رقص بقیه آن را یاد بگیرد. و یا فردی دیگر رقص را آنقدر مسخره انجام دهد که باعث خنده دیگران شود (مثلاً خود من). این فرد دوم میتواند در هر بار رقصیدن، به کارهایی که میکند توجه کند و سعی کند دفعه بعدی که میرقصد، اشتباهات خود را تکرار نکرده و سرانجام بعد از کلی رقص مسخره، به رقاصی زیبا بدل شود.
پس بیایید زندگی را بلد شویم. یک ایزو یا همان اثر انگشت خاص برای طرز زندگی خود داشته باشیم و با ریتم هایی که زندگی برای ما در نظر دارد، رقص زیبایی کنیم. زیرا زیبایی در هماهنگی است.
ادامه دارد...