ساعت ده- بعد از زنگ تفریح - موقع امتحان:
اکبر: آخجون الان امتحان رو میدیم تموم میشه و راحت میشیم. بچه ها باید بعدش بریم سمت آبشارها.
ممد: من که این امتحان رو بدم فقط خواب. اصلا حال ندارم بیام.
اکبر: دیوونه ای دیگه، باید بیای. اصلا بخواب من و آریا و همگی میگیریمت تو بغلمون و میبریمت سمت آبشار ها! یه شیرجه بزنی حالت جا میاد.
در این هنگام معلم وارد کلاس شد. همگی ساکت شدند…
معلم: بچه های عزیزم، روزتون بخیر. انگاری وقت وقت امتحانه، ولی خب قبلش دوباره یه چیزایی رو میگم:
یک: اصلا تقلب نمیکنین. فکر نکنین نمیفهمم. من پشت گوشامم چشم دارم
دو: برای نوشتن از مداد استفاده کنین. تا بتونین اشتباهاتون رو پاک کنین.
مورد سه مخصوص که همین امتحانه: مهم نیست کتابی بنویسین، فقط میخوام نظرتون رو بشنوم. پس فکر نکنین نحوه نوشتن شما، باعث نمره بیشتر میشه
و…
باید اینم بگم که این امتحان نمره مثبت داره. یعنی اگه نمره کامل رو بگیرین، به نمره اصلیتون اضافه میشه، اگه نمره ای نگیرین خب هیچی به هیچی. پس تقلب نکنید.
در این موقع معلم، به هر دانش آموز برگه امتحانی داد و به پای تخته سیاه رفت و روی آن نوشت:
هوش مصنوعی
درباره هر کلمه دو خط
، و همینطور درباره جفت کلمات، دو الی سه خط بنویسین. (در مجموع شش خط یا بیشتر)
زمان یک ساعت