بخشی آموزشی از کتاب ما بچه‌ها

بازگشت به کتاب
فونت:
اندازه:
پوسته:

قبل، نورین به درستی درخواست را نمیپذیرفت. به او حرف های بی ربط تحویل میداد و گاهی وقت ها حرف از چیزی میزد که خانم معلم نمیدانست آن چیست.
خانم معلم: "باورم نمیشه تو انقدر خوب شدی. نه نورین جان هوش هیجانی را بگذار بعدا بهم بگو، این برگه رو مائده یه دختر کوچولوی نه ساله نوشته، بنظرت از هزار نمره، چه نمره ای بهش بدم؟"
نورین: " چه جذاب، مائدا مفاهیم پیچیده را به زبان ساده بیان کرده، بنظرم میتوانست مثالی برای هوش مصنوعی بزند. با این حال، نمره نهصد برای او بهترین است"

همه میدانستند امتحان های خانم معلم هزار نمره دارد. خانم معلم به بچه ها گفته بود دوست دارد نمره ها از هزار باشند و کسانی که علاوه بر درس، باعث شگفتی شوند، یک نمره اضافی نیز بگریند. یعنی نمره آن ها بیشتر از هزار شود! معلم غصه ما خیلی خیلی حالش خوب بود. هم از اینکه مائده خوش خط است و به زبان ساده مفاهیم پیچیده را گفته. و هم از اینکه نورین، یعنی ربات کوچکش دیگر میتواند به درستی صحبت کند، به بیراهه نرود و با او حرف بزند. البته هنوز باید راستی آزمایی میکرد. راستی آزمایی یعنی اینکه هی از او سوال کند، و ببیند نورین میتواند "همیشه" همینقدر خوب باشد!!
داستان بدین صورت شد که خانم معلم و نورین، باز هم با هم گفتگو و همه برگه ها را با یکدیگر بررسی کردند. تصحیح هر برگه برای جفت آن ها خوشایند بود. نورین میدانست