فونت:
اندازه:
پوسته:

صدای آلارم توی فضای بیابونی پیچیده بود. این بار بلندتر، مثل یه آهنگ زیبا که انگار از ته وجود یه ماشین عصبانی فریاد زده میشه. اون روز ستاره تکون نخورد، دستش رو روی گوشش گذاشت و سعی کرد اون صدا رو خاموش کنه. "اصلا بیان بگیرنم". همیشه همین‌طور بود. هر بار که آلارم به صدا درمی‌اومد، خیلیا میترسیدن. نه فقط به خاطر تنبیه احتمالی، بلکه به خاطر حرفای آی ای بعد از تنبیه و حس عقب موندن از بقیه. بعد از بیست و دو ثانیه نیروهای ضد شورش اومدن و علیرضا رو بردن. اون داشت دستفروشیش رو میکرد و اعتنایی به آلارم نداشت. ستاره میدونست علیرضا از قصد به صدای آلارم توجه نکرده. علیرضا از اونایی بود که چیزی برای از دست دادن نداره. چند باری گرفته بودنش. انقدر کلمات رو تکرار کرده بود و حرف از آی ای شنیده بود که دیگه وقتی دستشون میوفتاد، مجبورش میکردن حمالی کنه. مجبورش میکردن ظرف بشوره. یه محوطه رو تمیز کنه یا .... درواقع مجبورش میکردن به رسم اونا زندگی کنه. و فکری نکنه. و بعد از حمالی... آی ای حسابی بهش متلک مینداخت. علیرضا نظرش این بود "بازم ارزشش رو داره. آدمی که بتونه روند یه سیستم به درد نخور رو به هم بریزه، دمش گرم."

ظهر ها نور آفتاب به صورت مستقیم سمت آدم نمیاد. یه سوسو داره.این سوسو؛ گرمایی که دل انگیز و دلرباست رو به ارمغان میاره. ستاره عاشق آفتاب دم ظهره. تو این مواقع میره با دوستاش از تپه بزرگ شنی سنخدان، لیز میخوره. و با هم میخونن لیز لیز لیز. لیز لیز لیز. درسته هیچ خلاقیتی تو این شعر نیست و فقط لحن تغییر میکنه؛ ولی خیال آدم راحته. راحت از اینکه با همین کلمات میتونه قدرت خلاقیتش رو به هوش مصنوعی نشون بده. قدرت خلاقیت در گفتن اون کلمات رو. در شهر این از سال ها پیش رسم شده. پس لیز لیز لیز. لیز لیز. لیزززززززز.

ستاره-صبح روز بعد ساعت نه و بیست و هفت دیقه؟ چرا سی نه؟
از خواب می‌پرم، روی شن‌های بیابون که مثل پیکسلای شکسته دارن زیر نور خاکستری میلرزن. قلت میزنم. حال خوبی داره. خدایی تنهایی اینش خوبه که کثیف هم بشی کسی بهت گیر نمیده که "چرا کثیفی؟". الان میرم حموم. خونه مامان نفس. تا نگید عجب آدم ناپاکیه!
پتوی دوست داشتنیم توی خوابمم بود، این پتو رو از مامان نفس گرفتم و یکمی هم گونی پاره در گوشه هاش دیده میشه. میزنمش کنار. یه پتوی خوشگل شده. باید ببینیش. آخه تا یه ماه پیش پاره پوره بود. رنگ ها و شکل هایی بهش زدم که چشم نوازن. حتی با اینکه پریدن ولی بازم چشم نوازن. بزا براش اسم انتخاب کنم. آممم ...مهینا.